

دانشکدهٔ ادبیات فارسی و زبانهای خارجی | دانشگاه علامه طباطبایی
«سوره الغراب» و «باغهای تنهایی» دو اثر به قلم محمود مسعودی، نویسنده و مترجم ایرانی هستند. او در این دو اثر، با زبان رمز به نقد اجتماعی و تا حدودی سیاسی پرداختهاست.
تمرکز اصلی پژوهش بر شناسایی متون و گفتمانهای حاضر در این دو اثر با نظریهٔ بینامتنیت و بررسی نقش آنها در ساختار روایی، معنا و سبک آثار است.
بینامتنیت یکی از مهمترین مباحث نقد ادبی معاصر است که به چگونگی ارتباط و تعامل متون با یکدیگر میپردازد. در این نظریه، هر متن ادبی نه بهعنوان اثری مستقل، بلکه بهمثابه شبکهای از ارجاعات، اقتباسها و پیوندهای ضمنی با سایر متون در نظر گرفته میشود.
اصطلاح بینامتنیت نخستبار در زبان فرانسه و در آثار اولیۀ ژولیا کریستوا از اواسط تا اواخر دهۀ شصت مطرح شد.
این نظریه با الهام از آرای میخائیل باختین مطرح شد و بر این اصل استوار است که هیچ متنی مستقل و خودبسنده نیست؛ بلکه در شبکهای از ارجاعات، تأثیرات و گفتوگو با متون دیگر شکل میگیرد.
ژولیا کریستوا معتقد است که حضور چندگانهی عواملی که در تولید متن دخالت دارند، متن را از انحصار مؤلف خارج میکند.
بر همین اساس، جایگاه کلمه در متن را به دو نوع محور افقی و عمودی تقسیم میکند. این تقسیمبندی نیز به نوعی به آرا و نظریات باختین برمیگردد.
کلمه در محور افقی به سوژهٔ نوشتار و گیرنده تعلق دارد.
یعنی متنی که توسط یک سوژه نوشته یا تولید میشود، همواره در رابطه با مخاطبی شکل میگیرد و در یک فضای ارتباطی و گفتمانی قرار دارد.
در محور عمودی کلمه در متن به سوی پیکرهٔ ادب پیشین یا همزمانی هدایت میشود. که همان رابطهٔ متن با متون پیشین یا همزمان و بهطور کلی با پیکرهٔ ادبی، تاریخی و فرهنگی پیرامون آن را نشان میدهد.
بارت برای تحلیل ساختار معنایی متن، مجموعهای از رمزگانها را معرفی میکند که هر یک، نقش خاصی در تولید معنا ایفا میکنند. این رمزگانها شامل رمزگان هرمنوتیکی، کنشی، معنایی، نمادین و فرهنگی هستند.
پیرامتن نشانگر آن عناصری است که در آستانهٔ متن قرار گرفته و دریافت یک متن از سوی خواننده را جهتدهی و کنترل میکند. همچنین شامل عناصری است که در حاشیهٔ متن اصلی قرار دارند؛ اما نقش مهمی در شکلدهی به معنا ایفا میکنند.
این عناصر شامل عنوان، پیشگفتار، پاورقی، طرح جلد و حتی نام نویسنده هستند. پیرامتنها بهنوعی آستانهٔ ورود به متن محسوب میشوند و افق انتظار خواننده را شکل میدهند.
با وجود مطالعات متعدد در زمینۀ بینامتنیت در ادبیات جهان، بررسی این مفهوم در ادبیات معاصر فارسی، بهخصوص در ادبیات داستانی، شایستۀ توجه بیشتری است.
همچنین هیچ پژوهشی در این زمینه در آثار محمود مسعودی یافت نشدهاست.
مطالعۀ آثار ادب معاصر فارسی با رویکرد بینامتنیت به ما کمک میکند تا تأثیر متون پیشین بر آثار معاصر را درک کنیم و به تحلیل عمیقتری از این آثار دست یابیم.
در این پژوهش با توجه به ظرفیتهای موجود در آثار نثر معاصر فارسی، دو اثر «سوره الغراب» و داستان «خون کسان» از کتاب «باغهای تنهایی» انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتهاست. کشف لایههای پنهان معنایی در این دو رمان میتواند به درک عمیقتر مفاهیم، نشانهها و ساختار روایی آنها و روشن شدن ویژگیهای سبکی و نحوهٔ بهرهگیری نویسنده از متون دیگر کمک کند.
آلن (۱۴۰۰) در بینامتنیت بینامتنیت را در چارچوب نظریهٔ ادبی و با تأمل بر تأثیرات آن بر دیگر عرصههای اندیشه به بحث گذاشته، نگرشهای دورانساز سوسور، باختین، بارت و کریستوا به همراه ژنت، ریفاتر و بلوم را در قالب نگرههای ساختارگرایی، پساساختارگرایی و پسامدرنیسم و همچنین هرمونوتیک، فمینیسم و پسااستعمارنگری مورد خوانش دقیق انتقادی قرار میدهد.
یاوری (۱۳۶۹) در «نقد و بررسی کتاب: از قاف تا ق از شانه تا شمشیر»، به تحلیل و نقد رمان سوره الغراب پرداخته و تلاش کرده از زبان رمزآلود آن رمزگشایی کند و همچنین گریزهای کوتاهی به مسائل سیاسی در رمان بزند.
باژیان (۱۳۹۹) در بینامتنیت قرآنی در دو رمان «نفر من الجن» و «ذایقه الموت» اثر ایمن العتوم بررسی و تحلیل در پرتو نظریۀ ژولیا کریستوا، به بررسی نظریۀ بینامتنیت و انواع آن از طریق مصادر و منابع مختلف پرداختهاست. به عبارت دیگر، آنچه در این پژوهش مورد توجه است، بررسی تحول تاریخی پدیدۀ بینامتنیت از نظر منتقدان و پژوهشگران غربی است. نیز این پژوهش ضمن بیان بینامتنیت قرآنی، بهویژه از دیدگاه ایمن العتوم و چگونگی الهام گرفتن او از مضامین و مفاهیم قرآنی از طریق آیات قرآن کریم، به شرح شخصیتها و حادثههای قرآنی پرداخته است.
محور عمودی
محور افقی
با سپاس فراوان از حمایتها و نظرات ارزشمند استاد گرانقدرم، جناب آقای دکتر سعید حمیدیان، برای راهنماییهای ارزنده و هموارسازی مسیر نگارش این پایاننامه. و از استاد ارجمندم، جناب آقای دکتر شیرزاد طایفی که مشاورهٔ این پایاننامه را برعهده داشتند، صمیمانه سپاسگزاری میکنم. همچنین از سرکار خانم دکتر معصومه موسایی باغستانی و نظرات ارزشمند و سازندهٔ ایشان قدردانی میکنم.